تبليغاتX
.::نگار دریــــا::.
شوخی با کلمات

شوخی با کلمات

۱-همیشه افکارم،برخلاف وزش باد حرکت می کند.

2-در تولّد عشق،افکارش لباس دامادی پوشید.

3-امید و آرزو تنها دوستان آدم های فقیرند.

4-در هوای ابری،ماه از آفتابی شدن می ترسد.

5-زمستان می لرزاند و بهار می رویاند.

6-شاید اجداد چراغ چشمک زن،ستاره بودند.

7-کاریکلماتور اشک را تهدید و لبخند را تمدید می کند.

8-با نگاهش دلم را شخم زد.

9-چون بی سواد بود،رو حرف هیچ کس حساب نمی کرد.

10-برای اینکه دستش به دهانش برسد،از قاشق کمک گرفت.

11-به طور معمول،یک فنجان چای را با کلمات شیرین می خورم.

12-با فکر کردن به بهار،گل از گلش شکفت.

13-شاید پای کت،همان شلوار باشد.

14-با دل شکسته اش،پازلی جدید ساخت.

15-برای فقرا،جاده خوشبختی همیشه در دست تعمیر است.

16-هنوز هوا تاریک نشده بود که یک ستاره به من چشمک زد.

17-آیینه شکسته،لبخند را هزار بار تکرار می کند.

18-آینده نگر،خنده هایش را برای روز مبادا نگه داشته بود.

19-دنبال شادی باش،غم تو را پیدا خواهد کرد.

20-سعی کن مثل "برق"زندگی کنی؛چون عمر مثل "باد"می گذرد.

21-پول گره خیلی از مشکلات را «باز» می کند؛ولی دهان خیلی ها هم را می بندد.

22-زندگی بین تولّد و مرگم فاصله انداخت.

23-عشق اکسیژن است که همیشه احساس و مصرفش می کنیم و بدون آن خواهیم مرد.

24-بیان اندیشه در زیباترین شکلش«هنر» است.

25-کاش ماشین زندگی،دنده عقب داشت.

26-تصمیم داشت،چهره چروکیده اش را با اتو صاف کند!

27-حراج زندگی؛یعنی اعتیاد.

28-برای باز شدن بختش نشانی کلید ساز را گرفت.

29-چشمانم کم سو شده و فقط می تواند ترانه بخواند.

30-وقتی به بختم لگد زدم،مچ پایم از ترس در رفت.

31-نمی دانم چرا همه به فکر روز مبادایند؛ولی اسمی از این روز در تقویم نیست.

32-بعضی ها دورتان می گردند و بعضی ها شما را دور می زنند.

33-در روزهای بارانی سایه ام به دنبال کارهای شخصی اش می رود.

در ضمن " شوخی با کلمات " دیگری هم هست که در قسمت موضوعات مراجعه کنید.

 

|+| نوشته شده در سه شنبه 17 آذر1388 ساعت 12:11 توسط نگار |



شوخی با کلمات

در قلم بی نهایت حرف نانوشته وجود دارد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گلدان در آرزوی باغچه و باغچه در آرزوی باغ و باغ در آرزوی جنگل است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شناسنامه مرده سنگ قبر است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عجل و عجله هر دو دشمنان انسانند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

علف ها یک بار و درختان بارها به بهار سلام می کنند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دریا با طوفان تاب بازی می کند و باغ با نسیم.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پروانه بی پروا خود را به آتش می زند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

معدنچیان زمین را سزارین می کنند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خواب زمستانی، آب یخ است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برای این که خواب نمانم از پشه ها می خواهم تا صبح کنار بسترم پرسه بزنند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آینه شکسته تصاویر گوناگون از انسان به نمایش می گذارد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

|+| نوشته شده در شنبه 11 مهر1388 ساعت 12:1 توسط نگار |



شوخــــــــی با کلمات

شوخــــــــی با کلمات

1- نمی‌دانم چرا همـــــــــه به فکر روز مبادایند؛ ولی اسمی از این روز در تقویم نیست.

2- بعضی‌ها دورتان می‌گردند و بعضی‌ها شما را دور می‌زنند.

3- در روزهای بارانی سایه‌ام به دنبال کار‌های شخصی اش می‌رود.

4- بعضی‌ها خنده رو لب‌هایشان است، ولی دلشان هیروشیماست.

5- با هجوم کلمات، نفس قلم به شماره افتاد.

6- هیچ وقت فراموش‌شدگان، فراموش کننــــدگان را فراموش نمی‌کنند.

7- فریاد را همه می‌شنوند، هنـــــــر واقعی شنیدن صدای سکوت است.

8- برخی، باورهای خود را از بازار آزاد تهـــیه می‌کنـــند.

|+| نوشته شده در جمعه 10 مهر1388 ساعت 14:51 توسط نگار |